کميته حمايت از کودکان خيابانی ايران - سوئد


 

كودكی رو به پايان است!

علی طايفی

ali_tayefi@yahoo.com





دستان كودكش را كسی نمی ديد!

فريادهای نهانش را خنده های كودكانه پنهان داشت!

چشمانش رويای با پدر بودن را جستجو می كرد!

و دستان باز او رد دستان مادر را می نمود!

---------

اينك اما تنها و ايستاده بر كنج گذرگاه ناپاكان روزها را يكی پس از ديگری ناچشيده می بلعيد

و پيش خود نجوا می كرد

آيا كودكی رو به پايان است؟!

---------

شبهايش در سرما و گرما آسمان را سقف می ساخت وروز هايش در كار نا خواسته



در ميان پليدان و گژ پنداران كودكی را به بزرگسالی به رايگان می فروخت!

----------

كودكی رو به پايان است!

و آينده، سرشار از روياهای تعبير ناشده!

نيم نگاهش در جستجوی روزهای ديگر

در هراس از آينده

وتشويش تكرار سخت كودكيی در آن!

شوق بزرگسالی را آرزو می كرد

شوق رهايی از كودكی

و ماندن در ميان كودكانی كه هرگز كودكی نكردند!

كودكی رو به پايان است!