سيمايی از کودکان خيابانی

چرا کودکان به خيابان روی می‌آورند؟

 
نشریه اخبار روز

• کودکان خيابانی قربانيان رشد اقتصادی، جنگ، فقر، فقدان ارزشهای سنتی، خشونت‌های خانوادگی، سوء استفاده‌های جنسی و روحی هستند. هر کودک خيابانی برای بودن در خيابان، دليل خاص و قانع کننده‌ای دارد

• جامعه معمولاً کودکان خيابانی را به عنوان کودکان مشکل‌داری که برای جامعه دردسرساز هستند، تلقی می‌کند. به طور کلی مردم فکر می‌کنند کودکان خيابانی خشن و غيرقابل کنترل هستند. با مشکل مواد مخدر روبرو هستند و به باندهای تروريستی و شورشی ملحق می‌شوند. در واقع هيچ کس با اين قربانيان که محصول نابسامانی اجتماع و سيستم هستند همدلی و احساس نزديکی نمی‌کند. اين نگرش منفی ريشه در ناتوانی جامعه در مراقبت از اعضای خود دارد.

هوشنگ شريعتی

مقدمه: کودکان خيابانی قربانيان رشد اقتصادی، جنگ، فقر، فقدان ارزشهای سنتی، خشونت‌های خانوادگی، سوء استفاده‌های جنسی و روحی هستند. هر کودک خيابانی برای بودن در خيابان، دليل خاص و قانع کننده‌ای دارد. در حاليکه برخی کودکان به خاطر هيجان، لذت و آزادی به خيابان روی می‌آورند اما شمار قابل توجهی از آنان صرفاً به اين دليل که هيچ پناهی ندارند، به خيابان روی می‌آورند. در بسياری از کشورها کودکان خيابانی به افرادی اطلاق می‌گردد که صرفاً به خاطر بقا به فعاليت می‌پردازند. برای مثال دست فروشان، باندهای خيابانی (اوباش) و نوجوانان فاحشه. آنچه مسلم است کودکان خيابانی با فقر گريبانگيرند، لذا تمام نيازها و مشکلات آنان نتيجه‌ی تلاش و خواهش آنها در رفع نيازهای اساسی برای بقاست. کودکان خيابانی برای فراهم ساختن امکانات اساسی از قبيل غذا، سرپناه، بهداشت و پوشاک از تنگناهای ژرفی می‌گذرند.

• سيمايی از کودکان خيابانی:

در يک تقسيم ‌بندی می ‌توان کودکان خيابانی را در دو گروه جای داد:
۱. کودک متعلق به خيابان: به جز خيابان خانه‌ای ندارد. خانواده‌اش ممکن است او را ترک نموده، يا هيچ يک از اعضای خانواده ی او زنده نباشند. چنين کودکی بايد برای بقاء مبارزه کند و ممکن است در پناهگاههايی از قبيل ساختمانهای متروکه بسر برد.
۲. کودک در خيابان: اين فرد بطور منظم خانواده‌اش را ملاقات می‌کند. ممکن است هر شب هم برای خواب به خانه برگردد، اما به خاطر فقر، سوء استفاده‌های بيش از اندازه جسمی و جنسی در خانواده، اغلب اوقات شبانه‌روز را در خيابان می‌گذراند.
سن معمول کودکان خيابانی بسته به نوع جوامع مختلف متفاوت است. در کشورهای در حال توسعه کودکان به محض رسيدن به سن هشت سالگی کاملاً مستقل زندگی می‌کنند در حالی که در کشورهای توسعه يافته، معمولاً کودکان خيابانی در سن ۱۲ سال به چشم می‌خورند. بر اساس گزارشها، نسبت تعداد دختران در ميان کودکان خيابانی در کشورهای در حال توسعه ۳۰% و در کشورهای توسعه يافته ۵۰ % است.
اينکه چرا کودکان در خيابان به سر می‌برند دلايل متعددی دارد. به هر حال يک تبيين وجود دارد که در مورد فقر در کشور‌های توسعه يافته و در حال توسعه صادق است. اکثريت قريب به اتفاق کودکان خيابانی در جستجوی زندگی بهتر به خيابان روی می‌آورند. دلايل رايج اين امر به شرح زير است .

۱. کسب درآمد برای خود و حمايت خانواده‌هايشان.
کودکان جهت کسب درآمد در خيابان کار می‌کنند. بعضی از کودکان برای کمک به خانواده نيازمند کار هستند. مجموعه کارهای آنها: گدايی، حمالی، ماشين‌شويی، قاچاق مواد مخدر، تردستی، پادويی کردن، زباله گردی، ارتکاب به عمل جنسی، واکس زدن، دست فروشی و بعضاً اجرای موسيقی در خيابان می‌باشد.

۲. يافتن سرپناه:
در خانوهده‌های پرجمعيت با فضای کم کودکان ممکن است جهت ايجاد فضا برای خواهران و برادران کوچکتر يا اعضای بزرگتر خانواده تصميم به ترک خانه بگيرند.

۳. فرار از مشکلات خانوادگی:
بسياری از کودکان به باوری می‌رسند که زندگی در خيابان از روبرو شدن با مشکلات موجود در خانه بهتر است. مشکلاتی همچون اختلاف با والدين، سوء استفاده‌های جسمی يا جنبی و يا بی‌توجهی (مثلاً رها ساختن کودک معلول) کودک خام و معصوم را واردار به ترک خانه و ويلان در خيابان می‌کند .

۴. آنچه مسلم است کودکان خيابانی نسبت به ساير کودکانی که از حمايت و سرپرستی والدين و بزرگسالان برخوردارند ، بيشتر متحمل فشار و مسئوليت هستند.

مشکلات کودکان خيابانی را می‌توان در سه سطح اجتماعی، جسمی و روانی گروه بندی کرد .

ـ فقر و بيسوادی:

با توجه به عصر کامپيوتر و تکنولوژی هنوز کودکانی هستند که از فقدان امکانات اساسی که در حفظ سلامت زندگی مؤثرند رنج می‌برند. شکاف طبقات مولد کودکانی است که معمولاً از توان مالی جهت خريد لباس و غذا برخوردار نيستند. اين قشر قربانی به خاطر عدم توان تهيه ملزومات شايسته حتی توان رفتن به مدارس رايگان و حاشيه نشين را ندارند و مضافاً در محيطهای زندگی می‌کنند که از ايمنی کافی برخوردار نيست. به ندرت به امکانات بهداشتی از قبيل توالت و آب سالم دسترسی پيدا می‌کنند. بنابراين اين کودکان نسبت به مشکلاتی که ناشی از فقر بهداشت است آسيب پذيرترند .

- محيط خشونت آميز:

بديهی است که خيابان محيط امنی برای زندگی نيست و اين کودکان بيشتر اوقات استثمار می‌گردند. ممکن است در برخی جاها با خطر آسيب‌های جسمی و يا حتی مرگ ناشی از خشونت روبرو شوند. منابع رايج خشونت عبارتند از: پليس، باندهای تبهکار، سنديکاهای قاچاق مواد مخدر، ادراه کنندگان باندهای تجارت جنسی، گروه های مرگ، ساير کودکان خيابانی، خانواده‌ها و شريکهای جنسی.

- برچسب زدن (قضاوت نادعادلانه):

جامعه معمولاً کودکان خيابانی را به عنوان کودکان مشکل‌داری که برای جامعه دردسرساز هستند، تلقی می‌کند. به طور کلی مردم فکر می‌کنند کودکان خيابانی خشن و غيرقابل کنترل هستند. با مشکل مواد مخدر روبرو هستند و به باندهای تروريستی و شورشی ملحق می‌شوند. در واقع هيچ کس با اين قربانيان که محصول نابسامانی اجتماع و سيستم هستند همدلی و احساس نزديکی نمی‌کند. اين نگرش منفی ريشه در ناتوانی جامعه در مراقبت از اعضای خود دارد.

- مشـکلات جـسمـی:

ضعف تغذيه:
اگر چه تعدادی از اين کودکان می‌توانند به اندازه کافی خوراکشان را تهيه کنند، ولی دارای رژيم‌های غذايی مناسب نيستند. همين مسئله به سوء تغذيه، کم خونی و کمبود ويتامين می‌انجامد.

صـدمـات:
ممکن است عمدی باشند (مثلاً خودزنی در حال مستی و هيجان و يا افسردگی) و يا غيرعمدی مثل استفاده از ابزارهايی که برای استفاده بزرگسالان ساخته شده‌اند.
مشکلات مربوط به بهداشت توليد مثل و مسائل جنسی.
اين موضوع هم دختران و هم پسران را تحت تأثير قرار می‌دهد. با اين وجود دختران بيشتر در معرض خطر استثمار و سوء استفاده‌های جسمی و جنسی هستند. مشکلات رايج مربوط به بهداشت توليد مثل و روابط جنسی شامل بيماريهای واگيردار از قبيل HIV/ AIDS حاملگی‌های ناخواسته و سقط جنينهای خطرناک می‌شوند .

مشـکلات روحـی ـ روانـی

رخدادهای استرس ‌زا:
بسياری از شرايط و رخدادهايی که در مرحله اول، اين کودکان را راهی خيابان می‌کند (حوادث طبيعی، فاجعه‌هايی که به وسيله انسانها خلق می شود، استثمار و تعارضات) اثرات پايداری بر سلامت آنها می‌گذارد. اختلافات خانوادگی که کودک را راهی خيابان می‌کند او را برای سالها از پشتوانه‌های عاطفی و مادی محروم می‌نمايد. نتيجه اينکه وقتی کودکی در آينده بچه‌‌دار می‌شود خود و کودکش هر دو از نعمت حمايت اجداد و نسل‌های گذشته محروم هستند.

شيوه‌‌های ناپايدار زندگی

در بعضی شهرهای بزرگ کودکان خيابانی بنابه شرايط مقتضی اغلب از منطقه‌ای به منطقه‌ای يا از شهری به شهری ديگر در حرکتند. اين شيوه زندگی منجر به انزوای اجتماعی، تنهايی و مشکلاتی در رشد پيوندهای عاطفی آنها نسبت به ساير افراد می‌شود.

بهداشت روانی
فشارهايی که کودکان خيابانی تجربه می‌کنند آنان را در مقابل مشکلات عاطفی، اختلالات روانی و يادگيری آسيب‌پذير می‌سازد.

مصرف مواد مخدر

بسياری از کودکان خيابانی شديداً درگير سوء مصرف مواد روان‌گردان هستند. مصرف اين مواد درنهايت منجر به افراط، افزايش در آمار تصادفات، خشونت، حاملگی ناخواسته می شود. بنابراين ذکر نکته‌ای را نبايد فراموش کنيم با توجه به عوامل دخيل در خيابانی شدن کودکان بطور ناخواسته، فشارهای اعمال شده برآنها و سرنوشت ناعادلانه رقم خورده برای اين کودکان ؤ عاملين اين طغيان و تلاطم چه کسانی هستند؟

آيا نظامهای مدعی دموکراسی از وجود چنين کودکانی مطلع نيستند؟
آيا اين نوع کودکان سزاوار برچسب خشونت و فشارهای استرس‌زا هستند؟
ای کاش وجدان انسانهای خودخواه لحظه‌ی به تحليل منطقی می‌پرداخت تا می‌فهميد اگر در وضعيت يک کودک خيابانی معلق قرار می‌گرفت باز هم می‌توانست دارای پرستيژ و موقعيت اجتماعی بشود؟

می‌توانست سخن از اصالت، بنيه و شجره خانوادگی بکند؟
واقعاً مقصر کيست؟ تاوان سالها سرگردانی اين بی گناهان را چه کسی پرداخت می‌کند؟

IN Schurinx ,w, street children Hillbrow ، پرنوريا: مرکز پژوهشهای علوم انسانی کودکان خيابانی در ژوهانسبورگ، انتشاراتی دانشگاهی ويت واتر سراند.
در حال چاپ.

مترجم عبدالباقی روشنی



The Supportcommittee for Iran's Street Children
كميته حمايت از كودكان خيابانی ايران - سوئد